علي بن حسين انصارى شيرازى

66

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بستان‌افروز بستان‌اپروز نيز گويند بهترين وى آنست كه در سايه خشك كنند طبيعت وى سرد و خشك است معده و روده را پاك گرداند و حرارت معده و جگر ساكن گرداند چون طبيخ وى با سكنجبين بياشامند مقدار ده درم مستعمل بود اسحق گويد مضر بمثانه است و مصلح وى كندر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بستان‌افروز لغت فارسى است و به عربى حبق بستانى و زينة الرياحين و داح نيز گويند جهت آنكه خوش‌منظر است و هر گياه خوش منظر را عرب داح گويد و به فارسى تاج خروس و گل حلوا و گل يوسف و بهندى نوع صغير را كوكنى و كبير آن را جماد هارى نامند بسباسه بشيرازى بزباز خوانند بهترين وى آنست كه زردى بود كه بسرخى زند و خشبوى بود و طبيعت آن گرم و خشك است در اول و گويند در دوم و در وى قبضى بود و گويند معتدل بود و گويند سرد است و لطيف و اندك حرارتى در وى هست محلل نفخ و صلابات غليظ بود و سپرز را نافع بود و رحم را نيكو بود و سجح را و نفث را سودمند بود و سلس البول را كه از سردى بود و ريش روده را نافع بود و جهت سلس البول استعمال كنند ضماد كردن نافع‌تر بود كه خوردن و بر ناف ضماد كنند و بزفقار و بدل آن چهار دانگ وزن آن جوزبوا و بعضى گويند به وزن آن بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بسباسه لغت عربيست به فارسى بزباز و بهندى جاوترى نامند و آن پوست زبرين پوست خشبى جوزبوا بود كه بر بالاى پوست صلب صدفى آن پيچيده مىباشد بسيله نوعى از جلبان است و گفته شود در جيم بشمينه بشميزج است و گفته شود بشوليون بزرقطوناست و گفته شد بشكشكه جنطياناست و گفته شود بُشش ورق حنظل است و گفته شود بصل بپارسى پياز گويند و بهترين وى سفيد بود و طبيعت آن گرم و خشك است در سيم و گويند تر است در دوم و گويند در سيم و در وى رطوبت فضلى است ملطف مقطع بود و جذب خون كند بيرون بدن و باه را زيادت كند و شهوت برانگيزد و آب كُرُوسى را نافع بود و طبع را نرم دارد و اشتها را بازديد كند و چون آب وى در گوش چكانند طنين را نافع بود و چشم را جلا دهد و سودمند بود جهت آب نزول و سپيدى چشم چون بعصارهء وى بكشند و چون بكوبند و با عسل بسرشند و بر قوبا و بهق طلا